یهو دیدم یک مرد داعشی( از اینهایی که ریش بلند نیم متری داره ولی سیبیل نداره!) با یک تفنگ بزرگ بر دوش وارد منزل مان شد. فوری جستی زدم و پریدم داخل اتاقم . با ترس و لرز فراوان درب اتاقم را قفل کردم و پشت دراور اتاقم قایم شدم... یک چشمی از پشت دراور می دیدم که به پشت شیشه ی اتاقم آمده و تفنگش را به سمت من نشانه گرفته است... چرا شلیک نمی کند؟ هر آن منتظر شلیک می مانم ولی خبری نیست. او می تواند با یک شلیک یا حتی ضربه ای با آن تفنگ غول پیکرش شیشه اتاق را خرد کند و وارد اتاق شود ولی فقط ادای هدفگیری را در می آورد ... قلبم تالاپ تالاپ می زند ...منتظر حرکت بعدی او هستم ... باید اشهد خود را بخوانم...نفسم در سینه حبس ... بیدار می شوم... ساعت گوشی 4:20 صبح را نشان می دهد...
پ.ن: همین چند روز قبل بود که یکی از همکارها از من پرسید خانوم مهناز! شما شبها کابوس هم می بینی؟! با تعجب و اطمینان گفتم:نه اصلا!
بله به گمانم هرچه دقیق تر و با آگاهی بیشتری نگاه کنیم
و بخواهیم جواب بدهیم در جواب دادن بیشتر مردد می مانیم .
درود بر جناب شنگ
یقینا همینطور هست...
چرا شلیک ننمود؟لابد چون مهناز بدیدقفل بشد

وتالاپ تالاپ های قلب مبارک تان
چه کابوس وحشت انگیزی
برحلال عل قمر...انته چون لم....وصد البتع یک لنگع مبارک درتاب 


لعنت براین شکارچی آهو (ازاینایی که فرمودین)
قربان فوری جستی زدن هایتان
خانم مهناز!انشاالله خواب های خوش ببینی
.
بچه ها؟تلسکوپ بیارین مهنازی نماشابنماییم
.
+عنوان پست رابسی دوست میداریم
وای خدایا! چقدر مورد تحویل واقع شدم

عنوان گذار پست هم شما را دوست دارد بسی بسیار
تتق ،تق!!خانم معلم ی ؟ما هستیم!!
بی خواب شدین گویا!!هان!؟
قربان محبوس نمودن نفس مبارک تان
الهی زین پس خواب های رنگین کمونی ببیندید
(ولی با سیبیل!!بالتزاری)!ببخشید
میدونین خانم معلم؟
ما شما رو خیلی دوست داریم

http://www.axgig.com/images/25120498722982147311.jpg
تشریف نیاورده بودین دفتر!ما خودمون خدمت رسیدیم
بله می گفتیم:اون روزی که "بازرس " اومده بود!؟خیلی سفارش نمود که!!مراقب شما باشیم
به و به و به! مچکرم بانو... بی خوابی ندارم خدا را هشتصدو شصت هزار بار شکر !
اصلا یکی از دلایل کابوسم باید استرس از همین بازرسین بوده باشد


چرا این بازرس نمی آید پس؟
من شما را بیشتر عاشقم
ما ندانیم زچه نیامدن!!اما "پلنگ صورتی" و"بازرس" سرویسی اش...بسی موافقیم
http://www.aks20.ir/wp-content/uploads/images/2014/10/rqptz1ub.jpg
استاد کم مهری می فرمایید، اینان( بچه های خلافت) از چاکران شما هستند، در نظر اینا شما از خلیفه بغدادی هم بهتری...ایشان آمده بود ببیند که "شنگین کلک" اینجاست یانه... که متسفانه او بعد از گذاشتن کامنت رفته بود!
قصدش شما نبودید... دنبال آن کلک ستم کار می گشت
کی می خواهی دست از این خشانت ها برداری؟
کلک دوست ماست و آن چاکر نماها که قصد جان مرا دارند به زودی زود پودر و ذرات شان در هوای فرانسیه گم خواهد شد
خاله ماه نازی؟
شما شبها کارتن می بینی؟
)نمیشه!!ولی منو یاد اون عکس و...،




.
http://www.axgig.com/images/94437824794686311855.jpg
(جمعه 6آذرماه 94)به زیبایی عکس +پست خوشبختی؟(بقیش یادم نیست
اوه...اون بلندای "بنفش"
.
مهنازی
کارتن!
مرسی از این عکس زیبا باران جانم 

یادتون باشه در مورد این کامنت قفل ناکتون برام توضیح بدید خصوصی
اوه
مرسی خانم مهنازعزیز

بابت داشتن عزیزی چون شما


ببخشید مهنازی 


شیخ آمده ،شیخ آمده/شهر راچراغانی کنید


:
:
هزاران بارخداوندرا سپاس
بفرما، ازاین گل های اراضی "هانی ،بوی، شنگول، نبیل"
http://www.axgig.com/images/46893281124165520322.jpg
.
خانومع مغناز
http://www.axgig.com/images/70625985392326367010.jpg
ماشخصا ازشماع مغسی.وع..دیگراین که :لا ممکن خشانت
.
.
به به..
ای می فروشان شهررا/قیمه ،!
باسالادمهمانی کنید
کجاش قفل ناک بود؟منظورپستی درآن مکان مقدس، نویسای دوران سازمان بگذاشته بودند!که ما بسی دوست می داشتیم.همین
بازکه ناصرناک شدین
باز هم تبعیضضضضضض
همش تماجید از شیخخخخخخ






خدا ببخشاید بانو
ناصر شدم من
http://www.axgig.com/images/75209768631698897741.jpeg
.
ناصرمهنازی
من که شما را بسیار دوست می داشت اما شما شیخ را بیش از من دوست داشت و از وی پشتیبانی کرد و برایش شعر سرود

)
بارون نازی من
(قسمت کبلایی خیلی خندیدم
مهنازی؟

شما چسبیده به قلب مان
هست
شما دردانه ی بامزه ی نمکین مان هست
مهناز عزیز نازنازی مان
شما فقط بخند وگریه نکرد

)
تویکی یه دونه ای /گل سرخ خونه ای/تو گل شقایقی /تویی دشت رازقی/توستاره ی قشنگه شب های منی /تو همون فرشته ی تو خواب و رویای منی/تو همونی که صداش مرهم دردای منه /تویی اون که با نگاهش دل هاروازجا می کنه....
شما بسیاربسیارهست دوست داشتنی
اصل ترانه را فرستاد برایتان
(
باران عزیز من
این جمله را دوست داشت بسیار ... شما هم چسبیده اید . جایت اینجاست

حالا فهمیدم منو بیشتر تر دوست داشت
چسبیده به قلب
سلام مهناز جونم الان هستی؟؟
حرف بزنیم
سلام عزیزم. دلم برای گپ زدن باهات لک زده دختر...
من الان خوابت رو تعبیر میکنم. قراره برات یک خواستگار خوب و خوشتیپ و جیگر بیاد.
نگاه به تیپش تو خواب نکن از سر کار اومده بوده یه کم خسته میزده ...
اونم سفید بخت شد 
اون شلیک نکردنشم بخاطر ترس از جواب نه شنیدن از تو و تردیدیه که با اینخاطر داره.
خلاصه خوابا خیلی خوبه، اتفاقا خدا بیامرز یکی از دوستان من هم یه خوابی تو این مایه ها دیده بود
پس دوست خدابیامرزتان سفید بخت شد!
این لینک صحبت های خانم "کیتی پری" درباره تغیررات اقلیمی است، به انگلیزی فصیح و صریح...
چاکران با چوب و تخاسینگ رفتند به جنگ اقلیمی....
http://www.namasha.com/v/RgK5laAZ
کاش همه اینگونه به انگلزی فصیح صحبت می کردند. هرچند من از او هم بهترم
i want to join kitty party
منم دلم برات یه دنیا تنگ شده ای کاش یه جوری می تونستیم باهام حرف بزنیم
سلام عزیزم. الان هستی؟؟
چه خبرها؟