امروز با دیدن این دوتا کاغذ که در بالا مشاهده می فرمایید حسابی قربان صدقه ی خودم رفتم با این خط خرچنگ قورباغه. جریان از این قرار بود ؛ زمانی که 6 سال داشتم خان داداش به سربازی رفته بود و من برایش یک نامه به همراه یک نقاشی فرستاده بودم و ایشان این نامه به علاوه ی یک عالمه نامه ی دیگر را به یادگار نزد خویش نگهداشته بوده است. علت باسوادی من در 6 سالگی هم به برکت وجود هدیه بوده که هرآنچه در مدرسه یاد میگرفت به من یاد می داد . البته هنوز هم بر من روشن نیست این آموزش از محبتی بوده که نسبت به من داشته یا اینکه من را به عنوان مشق نویس می خواسته که مشق هایش را بنویسم :))
وب خیلی خوبی دارین هم وبتون هم قالبتون خییییلی قشنگه
85648
بخشکد نسل این جملات کلیشه ای و تبلیغاتی
اگه من بودم یکی میومد نامه های شش سالگیمو بهم نشون میداد حسسی خیلی خیلی خوبی داشتم واقعا
واقعا همینطوره بانو(◕‿-) ..اشک هام داشت میومد با دیدنش
ذوق وصف ناپذیری در من تنیده شده بود 
بح به
قوربونه آن دسا خطی ،بورباغه ای معلمی دولیسانسیه مهنازی مان 
چه دخملی تشیدی یا!!
چه برادرعزیزم ی نبشته اید 






نام مبارک تان م (ه)یِ یقه ٧ی
مابقی!؟ 
انگشت اشاره ای ما گیرنموداست


مهناز جون؟ چقدرقیافه ایشان آشنا میزنه
آیا موجود نزدیک ب شمس زنبور ؟یا پَ وانه ؟
حیقیتش ما چون خواهر نداشته ایم ندانیم این محبتی شان بوده یا...،!
اما
اگر برادر میبود یقین ازمحبتی شان بود ولاغیر.
سربازی!
مهناز ی
خانم اجازه؟
ببخشید خانوم معلم ی
معلمی دو لیسانسیه
مرسی از مهربونیات عزیزم 
فکر کنم هاچ زنبور عسل رو زیاد تماشا می کردم
اون زنبور هست ...دقیقا یادمه توی همه ی نقاشی هام این زنبوره رو می کشیدم. دقت کنید دستش هم کوزه ی عسله
وای خداییییییییی من مهناز خیلی قشنگه خیلیییییییییییی افرین هم به داداشت هم به خواهرت هم به خودت
من به قربون "ی" های کشیده شده از سر ذوقت بروم
متشکرم ریحانه جان
یس یس..حال که دقت نمودیم درخاطرمان آمدکه؛اینان داخل گلها کله معلق میشن،ازآن شهد میل مینمایند..

همش کارتن ببینین
بسی نوشین شحدیست
آفرین بانو
(:-*:-*:-*)
نچ نچ...نفارین خشکی مینمایی
چشم چشم فکر بکریست! کارتون می دانلودیم

ما را وا می دارند اینگونه نفارین شان نماییم... به خدا که!
وب خیلی نایسی دارین،هم ویوتون هم قوالب جمعی تان
عزیزی
به خدا که
:-*
:-*
:-P
شما که اینگونه تعاریف میکنید از من دنیا رو بهم میدن
به خدا که
خییییییییییییییلیییییییییییی خیلی باحال بود .چه داداش مهربونی من داداش ندارم فکر نمیکردم پسرهام خاطره نگه دارن. خدا نگهشون دار برات.




چقدرم خوب می نوشتی چه حس خوبی
وب خوبی داری قالبت قشنگه
قربونت برم که سراپا انرژی مثبتیییییییی...مچکرمممممم

آخ جووون وبم خوب به نظر می رسه!
آی مهناز!مهناز! مهناز!

:-*
عین عیان میباشی
ازطرف بازرسیه اجتماعیه ،یک عدد خانم هدیه را ببوسی نمایید
(:-*:-*:-*)مهنازی
آی بارون بارون بارووون
همین الساعه می روم ببوسیه 
زوقناک بشدیم!!
به خدا که
مشق ها بنوشته نمودی...می توانی کارتن پلی بنمایی! اون قسمت که پلنگ برفته بود!پرتغالیه بخریده بود!بازرس بدید و برفت پرتقالیه ب اندازه ی خلبوزه (خربزه)درختی انتخابی نمود!(تامسون بود گمانم)
بشد
تمددی می نمود.
ازخانش اساعه تان.
..اگر بازرس بدانسته بود ایشان منزلی تشاریفی ببوده اند...سه ببوسی می نمودند دش دی
آفنین دختر خوبم...
هرچقدر سعی نمود برای تمددی اعصابی اش درون دست بچرخاندش دی..نتوانست..قرمز و
.وبگذاشت بزیر پاهاش جفت پا برفت روش!!
پلنگ هم چون
.
ما به قربانه ،قربان صدقه های خود ب خودی تان مهنازی جان
یک پذیرایی پرانتزی پرتزی ازشما بنماییم (:-*:-*:-*)

http://www.axgig.com/images/54310443798250898754.jpg
خاله مهنازی؟توی دسته دخمل شی نی نی یه...موخام
زله با جیما اوشابه ای
به و به و به عجب پرتقالاییییی



مچکرم مامان بارونی ام
اخ گفتی جیماااا دلم براش تنگ شد! چند روز دیگه میبینمش
آی مهنازی مهنازی :-*


مانازی ما مشق هاش اتمامه نشد
بازسیمای ناز نازی ات نمایان نیست که
خانم
نمایان شدم من



استاد، شما چطور از کودکی با سواد بودید....

مُنتسکیو و چخوف هم از هفت سالگی با سواد شدن...
شما از اینها هم بهتری...
فدای خطوط جواهر آسایت... مثل دکتر ها که نسخه می نویسند...
از حال چاکران که با خبرید... زیز ظلم های فروان هستیم... فیل به مان حمله کرده، سفارتمان را آتش زدند... و... ظلم های فروان دیگر...
سلام بر یکی از چاکران...

مفقودالاثر شده بودی تو
بسیار خب...بیا این در های یمانی ات را فروختم برو سفارت جدید تاسیس کن
http://www.axgig.com/images/62692961303239399475.jpg
مهنازیِ 4تا کارد آفنین ی ما
زیر سایه ی مهربونی های شمام بانو



4 قاچ پرتقالی برای 4 تا کاردآفرین...ثنکیو
اجازه خانم؟ما میتونیم شمارو؛سه ماچِ ژاله ای پروتزی پرانتزی
(:-*:-*:-*) بنماییم
انه حیران ویران
اجازه ؟میشه با کیف دانشجویه ای بیان انتهای کلاس
ماشالله
ماشاالله
اوه..خانم معلم
اجازه؟ما بریم بیرون جرعه ای آب...کمی هم باد بخوریم
بله اجازه می دم اینو



خیلی عزیزی
آن جا چکار می کنی(سایه ی مهربونی ها) برای ما نامه بنویسید




خدا نگهدارت باشد عزیزجانم
به خدا که
سخن بسیار است ولیکن دستم به نوشتن نمی رود بانو... دلم حرافی می خواهد


متشکرم باران مهربان و دوست داشتنی و طنزپرداز من
عزیزم






(آیکن بغل)
بارون ریزه ریزه م

